آویناآوینا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

❀ღآویناღ❀

یکنفر آهنگ جاده رو برام بخونه لطفا!

چه کیفی داره سرصبح، تو یه جاده خلوت، اونم وسط جاده، در هوای دلپذیر بهاری پیاده روی کنی و یه نون تازه هم بخوری هر وقت خسته شدی همونجا وسط جاده بشینی و خستگی درکنی و بعد به راهت ادامه بدی اونم در کنار مناظر زیبای طبیعت آخر پیاده روی به دستات تو آب سرد چشمه حالی بدی و برگردی جای همتون خالی ...
30 بهمن 1391

کی خاک بازی دوست نداره!

تا حالا شده چشاتونو ببندید و بذارید بچه وسط خاک و خول هر کاری خواست بکنه البته از بقیه ماجرا عکس ندارم چون آوینا سعی میکرد خاکارو بخوره و باید جلوشو میگرفتم ولی بهرجهت آخر بازی چاره ای بجز اینکه مستقیم بری حموم، نبود ...
28 بهمن 1391

وا ادم شاخ در میاره

مامانم داره قیمتای جدید پوشک رو میخونه ادم شاخ درمیاره چه قیمتایی شاخو حال کردی دچار افسردگی شدم یعنی من هر بار جیش میکنم کلی خسارت مالی به جا میذارم ای بابا برم ذکرمو بگم شاید فرجی شه ...
12 بهمن 1391

اردک مهربون

دیشب که برای صرف شام رفته بودیم ددر ، یه اردک مهربون منو بغل کرد و برام آواز خوند البته من یه مقدار از صداش ترسیده بودم ...
12 بهمن 1391

شهر بازی ستاره ها

دیروز ظهر مهمون داشتیم یکی از مهمونا علیرضا کوچولو بود وقتی بعدازظهر خداحافظی کردند و رفتند دخملم گریه میکرد و میگفت بریم دردر، ما هم بردیمش شهر بازی ستاره ها. ساعت 9 برگشتیم دخملم از خستگی تو راه خوابید تا امروز ساعت 9 صبح بیدار نشد حتی شام هم نخورده بود مطمئن بودم که گرسنه ست ولی خواب رو به خوردن ترجیح داد.     ...
17 دی 1391

من عاشق ماست و خیارم

مامانی! من عاشق ماست و خیارم، البته اگه بذاری خودم تنهایی بخورم هم دوست دارم با دست بخورم هم با قاشق، اگرچه همیشه قاشقو برعکس میگیرم ...
10 دی 1391