آویناآوینا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره

❀ღآویناღ❀

آوینا در مزرعه

سلامممممممممممممممممممممم یه مدت مسافرت بودیم و نتونستم وبلاگ دخملمو به روز کنم(مامان محمد سروش از اینکه با یاد ما هستی ممنون) در مسافرتمون یه روز آوینا رو بردیم مزرعه و از نزدیک حیواناتی که صداشونو همیشه در میاره نشونش دادیم دخملم کلی ذوقید صداهایی که آوینا یاد داره: پیشی(میو میو)، هاپو (هاپ)، گاو (ما ما)، ببعی(بع بع)، کلاغ (قار)، قورباغه (قور)، جوجه (جیک جیک) اینم چند تا عکس بامزه ...
7 آذر 1391

این کیه؟

کلمه جدیدی که دخملم یاد گرفته!!! این کیه؟ الهی مامانی فداتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ...
15 مهر 1391

چهارمین مروارید

چهارمین مروارید خانم گل هم دراومد. اینم یه عکس از دخملی که 4 تا دندون داره. سه تاش تو عکس دیده میشه ولی چهارمی هنوز نوزاده   ...
15 مهر 1391

چیه؟

جدیدا آوینا مرتب میپرسه چیه؟؟؟؟؟ با دست اشیا رو نشون میده و میگه چیه؟  مثلا ساعت دیواری رو با دست کوچولوش نشون میده و میپرسه چیه؟ و منم بهش میگم ساعت. بعد دوباره میپرسه و من جوابشو میدم. حدودا 20 باری تکرار میکنه و بعد میره سراغ یه وسیله دیگه. بعد از چند ساعت دوباره وسایل رو از اول میپرسه مثل اینکه رفرش میشه. خلاصه ما رو که سرکار گذاشته. دیروز رفتیم خرید. داخل مغازه مرتب مغازه دار رو نشون میداد و میپرسید چیه؟ اول جواب نمیدادم بعد با گریه و صدای بلند داد میزد چیه؟ و منم میگفتم آقا. مغازه داره خیلی جلوی خودشو گرفت ولی بالاخره از خنده منفجر شد. الهی مامانی فداتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت...
4 مهر 1391